جنبش ملی گرایی نوین ایران

%d9%85%d9%84%db%8c-%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4%db%8c-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86%db%8c

ناسیونالیسم دو چهره دارد. چهره زشت و چهره زیبا.  توهین و تحقییر نژادهای دیگر روی زشت ناسیونالیسم است. ناسیونالیسم باید در ذات خود انترناسیونالیسم را هم به دنبال داشته باشد.

لینک اینستاگرام حزب اینجا

لینک فیسبوک حزب اینجا

چشم اندازی که در آینده یکی از احزاب ایران خواهد شد:

متاسفانه این روزها جریان های ملی گرایی در ایران سر درگم هستند و هر گروهی داعیه ملی گرایی ایرانی است. برخی در ایران اصلا ظاهر ملی ندارند حتی بیانات ضد ملی دارند اما در باطن با جان خود برای ایران معامله می کنند. مثل جوان های مذهبی شیعه و معتقد که ملی گرایان اصیل هستند و غیرت دارند هر چند چیزی از مفاهیم سیاسی ملی گرایی ندانند یا ممکن است برداشت اشتباه داشته باشند یا حساسیت به دلایل تاریخی داشته باشند که البته حق دارند.

برخی خود را جبهه ملی میدانستند اما جزایر سه گانه ایران را اماراتی می دانستند و اقدام شاه در بازگشت آن را صهیونیستی و اسراییلی دانسته و ایران را اشغالگر می دانستند. یا واگذاری بحرین به انگلیس که توسط مصدق انجام شد. یا شخصی مثل بختیار ملی گرا چه شاهپور چه تیمور که با دولت عراق ضد ایران همکاری می کردند. 

یا عده ای به نام ملی مذهبی که رفتارهای مشکوک ضد ملی داشتند و موقع جنگ اصرار در پس فرستادن اف 14 داشتند و قصد داشتند کشور را در برابر صدام با سفارش پنهانی آمریکا بدون سلاح کنند.

عده ای دیگر داعیه ملی گرایی دارند که نماینده نسل سرخورده هستند و به خاطر لج بازی با حکومت مذهبی شعارهای ضد دینی می دهند. بدون اینکه مطالعه ای جامع و بدون تعصب درباره تاریخ ایران داشته باشند. از ملی گرای لاییک و سکولار داریم تا ملی گرایی ضد اسلامی و یا ملی مذهبی یا نوع اسلامی-ملی (یعنی نوع مشایی-احمدی نژادی).

برخی از اینها احزاب سیاسی با اهداف مغشوش و پنهان هستند و فقط نام ملی گرایی را به یدک می کشند و در این میان واقعا جای یک جریان ملی گرایی منطقی و مبتنی بر واقعیتها و حقایق اجتماعی و تاریخی خالی است. میخواهیم یک جریان ملی گرایی به عنوان آلترناتیو معرفی کنیم که فاشیستی و نژادستیز نیست. در عین اینکه ملی گراست انترناسیونالیست هم هست (دقیقا مبتنی بر اندیشه کوروش). یعنی همه نژادها و انسانها را دوست دارد و تشیع را بخشی از هویت ملی میداند. البته به مرور زمان اعتدال و پختگی در آن تزریق خواهد شد. این جریان ملی گرایی را به ملی گرایی کوروشی حسینی معرفی مینماییم.

این جریان ضمن علاقمندی و پاسداشت فرهنگ ملی ایران باستان، فرهنگ و کیش ایرانیان دوران میانه (یعنی تشیع) را هم جزو فرهنگ ایرانی می داند. اتفاقا فرهنگ حسینی را فرهنگ ناب ایرانی و موثر به رسیدن آنچه حتی در ایران باستان بدان نرسیده بودیم می داند.

تعصب و جانبداری و نفی هیچ کدوم از دو بخش ایران را دامن نمی زند بلکه پیوندی زیبا و سازگار و هم افزایی هم مد نظر است. محرم به همان اندازه زیبا و ارجمند است که نوروز است. محرم از حیث گستردگی موضوع و مقبولیت عامه یک مسئله کاملا ملی و فراملی است. حتی در مسایل سیاسی منطقه ای از جمله عراق آذربایجان یمن لبنان پاکستان هند و شمال آفریقا یک مسئله کاملا راهبردی و استراتژیک است.

kyrush

صرف پرداختن به موضوعات ایران باستان هیچ علاقمندی در همسایگان ترک و عرب و دیگر کشورها نمی انگیزاند اما تلفیق آن با فرهنگ حسینی یک معجون راهگشاست. مناطق تحت نفوذ چنین فرهنگی در کنار فرهنگ حسینی هم به زبان پارسی علاقمند می شود هم به نوروز و تحریک برای شناختن بیشتر پیشینه تاریخی و فرهنگی ملت ایران.

مهم نیست جزییات داستان کربلا یا یورش اعراب به ایران چگونه بوده است. مهم منظری است که ما و نیاکان از برآیند این بلایا و مصیبت ها و آشفتگی های تاریخی و اجتماعی در قالب فرهنگی زیبا و یکتا و ماندگار و نیرومند پدید آورده و اکنون در دستان و پیش روی خود داریم.

فرهنگ عینی و واقعی ایران در عصر حاضر و تا سده ها جلوتر قطعا در تدوام همین فرهنگ کوروشی-حسینی خواهد بود. بنا نداریم در مجادلات و تعصبات دو دسته متعصب و مخالف وارد شود و به راه و اثرگذاری این جریان ایمان دارد. در مسایل دینی یا ملی، تعصب صد در صدی ندارد بلکه حفظ حرمت انسانیت و فرهنگ ملت ها و مدار عقلانیت، منطق و واقع بینی رویکردی خردمندانه و روشن بینانه است که حتما پیشه خواهد کرد.

تشیع اسطوره ای یا پذیرفتن اسلوبی بدون در نظر گرفتن حقیقت تاریخی آن است. بر خلاف نظریه ملی گرایان متعصب، به فرض آنکه حکومت ملی زرتشتی همین امروز تشکیل شود. اما مطمئن باشند تمام مشکلات حکومت ساسانی دوباره تکرار می شود یک مقاومت داخلی مشابه جنبش های مانوی مزدکی مسیحیت و شورش اقوام که در ساسانیان رخ داد و این مقاومت تا آخرین روز هم ادامه داشت و به فروپاشی ساسانی کمک کرد. دوم مقاومت بیرونی یعنی همسایگان سنی و متعصب.

ملی گرایان متعصب بهتر است بدانند با زرتشتی شدن کامل و علنی هرگز نمی توان بر همسایگان اثر گذاشت و همه ضد ایران متحد می شوند. اتحادی که اکنون با اندک تفاوتی در برداشت اسلامی هنوز وجود دارد. تشیع یک اندیشه ایرانی هست که توانایی تغییر کل جهان اسلام را دارد. بعد از تغییر جهان سنی به شیعه مهدوی که همان تغییر یافته سئوشیانس هست می توان تشیع را مدرن، ایرانی تر و خردمندانه تر کرد. سیاست حذف تشیع یک فرض محال و نپذیرفتن حقایق در ساختار اجتماعی ایران است. وقتی بسیاری از خانواده ها و مادرها چادری هستند چطور می خواهند به جنگ عقیده بروند؟

 پوشش زنان در ایران باستان و دین زرتشت هم (البته نه به این حالت کاملا) بوده و هست و در منابع یونانی به آن اشاره شده و حجاب به این شکل را ایرانی ها بر سر عربها کردند راه آسان و عملی و منطقی همان ملی گرایی بدون درگیری با هویت شیعی است (ملی گرایان متعصب توجه کنند: شیعی نه اسلامی) .

بواسطه همین تشیع بود که هویت ایرانی احیاء شد و کشور ایران و پرچم ایران در دوره صفویه دوباره بر زبانها افتاد. هویت شیعی خیلی فواید زیاد در سیاست خارجی ایران دارد.

اگر تشیع نباشد ایران هیچ اثرگذاری بر چهل میلیون شیعه در پاکستان یا 50 میلیون در هندوستان یا در بحرین آذربایجان عراق، کویت، یمن، لبنان و آفریقا ندارد. این برنامه ملی گرایان متعصب ارائه می دهند 500 سال هم بیشتر طول میکشد و معلوم نیست که هیچ وقت به نتیجه برسد چون مبتنی بر واقعیتهای جامعه ایران نیست.

اما راه فعلی همراه با تغییرات به روز و مبتنی بر خرد و اصلاح قوانین انسانی، کمتر از صد سال به نتیجه می رسد. و حوزه فرهنگی ایران از موریتانی، مراکش تا قلب افریقا و آسیای میانه و جنوب آسیا و اندونزی خواهد رسید. 

فیسبوکی برای این اندیشه و کسانی که مایل به همراهی با این اندیشه هستند بطور آزمایشی راه اندازی شده است. برای ورود روی عکس زیر کلیک کنید.

جنبش ملی سده وابسته به این حزب است.

nnp

 

 

پاسخ دهید