قرآن پر از تناقضات ظاهری است

quran contradictions

سوره ۵۳: النجم – جزء ۲۷ –

وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى ﴿۳۹﴾

و براى انسان چیزی مگر آنچه تلاش می کند (۳۹)

وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى ﴿۴۰﴾

و كوشش او به زودى ديده خواهد شد (۴۰)

ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاء الْأَوْفَى ﴿۴۱﴾

سپس هر چه تمامتر وى را پاداش دهند (۴۱)

وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى ﴿۴۲﴾

و پايان [كار] به سوى پروردگار توست (۴۲)
وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى ﴿۴۳﴾

و هم اوست كه مى‏خنداند و مى‏گرياند (۴۳)

وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا ﴿۴۴﴾

و هم اوست كه مى‏ميراند و زنده مى‏گرداند (۴۴)

وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى ﴿۴۵﴾
و هم اوست كه دو نوع مى‏آفريند نر و ماده (۴۵)

مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى ﴿۴۶﴾

از نطفه‏اى چون فرو ريخته شود (۴۶)

وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى ﴿۴۷﴾

و پديد آوردن ديگر بدست اوست (۴۷)

وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى ﴿۴۸﴾

و هم اوست كه [شما را] ثروتمند می کند و سرمايه بخشيد (۴۸)
قرآن پر از پیچدگی های متناقض ظاهری است
بالا میگوید چیزی بدست نمی آوری مگر به آنچه تلاش کنی
پایین میگه این من هستم که به تو را سرمایه میدهم و این من هستم که میخندانمت و  می گریانمت

یکی از علت های بزرگ بی دین شدن مردم توضیح ندادن همین تناقاضات قرآن است و کسی نمی خواهد بدرستی این تناقضات را برای مردم توضیح بدهد تا انتطارات مردم از غیب و خدا بیخود و بی جهت زیاد نشود

این یک حالت بین خدا و بی خدایی است

اگر قراره تلاش کنی تا دست بیاوری خوب چه نیاز به خدا است؟
یعنی باید طوری زندگی کرد که گویا خدا نیست در عین حال همه چیز را هم ازو بدانی

از تناقضات دیگر قرآن

در   “ایاک نستعین”   با اشاره  دستور میده که فقط از من کمک بخواهید اما  در سوره های دیگه
مثال های فراوان از کمک خواستن از غیر خدا وجود دارد
حتی خودش از مومنین کمک میخواد میگه مرا یاری کنید! دین خدا را یاری کنید

یا می گوید مرا دعا کنید تا استجابت کنم این بزرگترین تناقض قرآن است چون غالبا دعا می کنند و استجابت نمی شود و  یا می گوید توکل کنید و  آخر آدم احساس می کند که پشت ادم را خالی می کند و فقط یک چاره عقلانی آن مشکل را حل می کرد و این دلیل اصلی دین زدگی همه است

اما در جای دیگر می گوید شما چیزی را از من می خواهید که خیر شما در آن نیست! و چه بسا این وضعیت که هستید برای شما بهتر است! این جمله ها درست هستند اما چه لزومی است وقتی قرار است که خدا خودش بر اساس خیر و مصلحت خود هر کارش دلش می خواهد می کند و دعا و توکل ها را هم بر اساس مصلحت خود یکی در میان چواب دهد خوب چرا ادم دعا کند توکل کند همان بر پایه خرد و تلاش خود زندگی می کند و اسوده تر زندگی می کند. دلخوری و بی ایمانی هم پیش نمی اید. دلیل وجود چنین آیاتی در تمام کتب دینی بر من معلوم نیست چون دلیل اصلی نا امیدی مردم همه ادیان همین ایات به ظاهر متناقض است

و در پایان میان این همه ایات به ظاهر فریبنده که موجب می شود ادم دست از تلاش و کوشش بردارد و سر به سوی  آسمان  بلند کند و چشم بدست خدا و  قضا و قدر و رحمت و فضل او  بدوزد اما سفارش به تلاش!  و  خرد!  هم وجود دارد

تلاش و خرد را آرام و با صدای ضعیف در قرآن می شنوی اما دعا و توکل و چیزهایی که باعث می شود ادم دست از تلاش بردارد را با صدای بلند می شنوی و نتیجه اینکه همه  نا امید و بی دین می شوند

این دو مسئله در قرآن  متاسفانه کمتر به کسی گفته میشود و آن خرد و تلاش است
لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى
این ایه با چشم به اسمان دوختن منافات دارد
کسی باید این تناقضات را توضیح دهد البته این تناقضات ذاتا متناقض نیستند یعنی تناقضات ظاهری قرآن است
در واقع همان جمع اضداد است

پاسخ دهید