علم یا ثروت ؟

علم یا ثروت

نمی دانم در دوران کودکی ما چرا این قدر جو احمقانه در پیرامون ما حاکم بود همیشه این پرسش مطرح بود علم بهتر است یا ثروت و چقدر احمقانه در مدرسه و اطرافیان ما انتخاب علم بدون ثروت را ارزش قلمداد می کردند! مشکل وجود ” یا ” در موضوع بود و دلیلی بر طرح چنین پرسش نادرستی نبود می بایست می گفتند علم و ثروت تا ذهنیت یک ملت  و نسل را گمراه و آلوده نکنند.

 طرح این پرسش حماقت بود! نه به خاطر عصبانیت و یا احساس اشتباه بلکه به دلیل کاملا عقلی !

اول اینکه طوری فضا را طراحی میکردند که حق انتخاب تنها بین این دو است و فقط یکی را باید انتخاب کنی و و طوری احمقانه القاء می کردند که آدمهای خوب و با استعداد و با هوش علم را و آدمها بد و ضعیف و کودن ثروت را انتخاب می کنند و بدتر از همه طوری شده بود که اگر کسی ثروت را انتخاب می کرد به این معنی بود که او برای علم اندوزی ارزشی قائل نیست!

ما هم مثل برخی دوستان در این فضای واقعا باید بگویم احمقانه حق انتخابی جز علم را نداشتیم!

و البته همکلاسی های داشتیم که به دو دلیل از همان بچگی  پول در آوردن را مهمتر از علم  و مدرسه می دانستند یکی آنهایی که واقعا فقیر و نیازمند بودند و کنار درس کار می کردند و ما مثل خیلی ها به مفت خوری عادت کرده بودیم خانواده پول می داد به اصطلاح درس میخواندیم اما دسته  دوم فقیر نبودند بلکه پدرانی تاجر و موفق داشتند و فرزندان خود را مجبور می کردند حتما دراوقات فراغت مدرسه بروند راه کسب درآمد را یاد بگیرند

الان هر دو دسته آن از همکلاسی های ما میلیاردر هستند !

اما ما که راه علم انتخاب کردیم تا حتی سطح دکتری معنی واقعی علم را نفهمیدیم و ندانستیم علم یعنی چی؟

وقتی دانشی که نتوانی با آن اقتصاد شخصی خانوادگی و جامعه ات را بهبود بخشی آن چه علمی است؟

باز هنوز اطرافیان احمقانه می گویند تو مجبور به انتخاب شدی و این راهی است که ما انتخاب کردیم ما راه علم را انتخاب کردیم نه ثروت! این سرنوشت ماست!

آیا بخدا این حرفها احمقانه و توجیه نیست؟

اول چرا انتخاب باید تنها یکی باشد و انتخاب هر دو نباید باشد . نمی شد علم را طوری انتخاب می کردیم که هر دو را در بر می گرفت؟

چه علمی بزرگتر از علم پول در آوردن در جهان است؟!

الان تمام دوستانی که درس را یا کنار گذارند آیا  آنها بیسواد هستند؟ نه بلکه آنها عالم تر از ما هستند و علم پول درآوردن را کسب کردند و اکنون اقتصاد عملی کاربردی برترین علم دنیاست و نشانه پیشرفتگی یک کشور و ملت است تازه آنها می توانند صد تا امثال من و دکترها وفوق دکترها را به استخدام دربیاورند و یک دستمزدی بخور نمیر به آنها بدهند! تا برای آنها کار کنند از علمشان و مغزشان تازه اگر  علمشان بدرد بخورد و مجبور به حمالی در شرکتشان با یک کار غیر مرتبط نباشند

یکی بزرگترین مشکلات کشور ما اکنون این است که هزاران نفر به دانشگاه ها می روند رشته های بی خاصیت و بی فایده می خوانند دانش آموخته بی خاصیت می شوند بیرون می آیند و تازه می فهمند که ای دل غافل برویم هنری یاد بگیریم پولی در بیاوریم!!

آنچیزی که بعد از فارغ التحصیلی فهمیدند آن علم است!!! اینکه فهمیدند برویم چیزی یاد بگیریم پول در بیاوریم آن علم واقعی است!

در ایران باستان می گفتند برو هنری یاد بگیر سربار کسی نباشی تا بتوانی پول در بیاوری حالا هنر هر چه باشد.

به چیزی هنر می گفتند که پول درآر و درآمد زا باشد! مسگری کفاشی کمان سازی عطاری، زین و پالان سازی نجاری آهنگری… هر کار ممکن که درآمد کسب می کرد اما دانش آموخته های ایرانی چی بلدند همه سربار خود خانواده و کشور و شرمنده افسرده و بی خاصیت هستند

این چه علمی است؟

اما در برخی از کشورها دانشجویان معمولا دو رشته را همزمان می خوانند حالا برخی موارد مانند ایران برخی احمقانه هر دو رشته بی فایده و بی خاصیت را انتخاب می کنند و بیکار می شوند ولی برخی وقتها یک رشته کاربردی انتخاب می کنند در آلمان بسیاری از لوله کش ها و نجارها و آچار بدست ها از خیلی از تحصیلکرده ها خوشبخت تر و ثروتمند تر هستند!

می توان کاری کرد که در کنار آن علم بی خاصیت که البته اگر برای عشق و تفنن و سرگرمی باشد خوبست و خدمت به علم است، بروند رشته درآمد زای اقتصادی دیگری هم یاد بگیرند!

چرا باید نباید دنبال علم درآمد زا رفت این چه کار اشتباهی است؟ چرا باید ترسید  واحساس گناه کرد که اگر ما نکنیم پس چه کسی علم را پیش ببرد؟

این از آن تحلیل های احمقانه است!! اول علمی که اقتصادی باشد  باید اولویت نخست باشد دوم علمی که درآمد زا نیست را برای تفنن سرگرمی و عشق باشد!

تا کی باید خودمان را توجیه کنیم تحمیق کنیم و شرایط رقت بار ناموفق زندگی مان توجیه کنیم بعد بگوییم داریم به جهان علم خدمت می کنیم!

اگر کسی شجاعت دارد باید بپذیرد اسم این  کار حماقت محض است!! حتی شجاعت اقرار و اصلاح مسیر هم نداریم!

الان هم دیر نشده هر چند عمر خیلی ها به هدر رفت اما با این حال دیر نشده بروند کنار علم معمولا بی خاصیتی که میخوانند اما شاید از نظر گسترش حیطه دانش ارزشمند باشد حتما بروند یک علم و هنز پول درآور و درآمد زا بخوانند!

مثلا اگر زمین شناسی می خوانند حتما بروند سنگهای قیمتی را یاد بگیرند و یا اگر گیاهشناسی می خوانند بروند حنما گیاهان دارویی یا مثلا قارچها را بشناسند و کشت و پرورش آن را یاد بگیرند یا بروند پرورش گل را یاد بگیرند اما اگر برخی رشته ها مثل تاریخ و ادبیات و رشته های خیلی خاص بی خاصیت مثل رشته ما را می خوانند که همیشه چشم به راه کمک موسس های تحقیقی و سازمان های حمایتی هستیم حتما بروند یک رشته دیگر حتی غیر مرتبط پول درآور را بخوانند

آنان که ترک تحصیل کردند یا از ادامه آن رشته بی خاصیت منصرف شدند و دنبال پول در اوردن رفتند بیسواد نیستند و خائن به علم هم  نیستند یا ضعیف نبودند بلکه علم “پول در آوردن ” را مهمترین اصل هر زندگی را که عزت آبرو آسایش روان وتن و عزت می آورد را آموختند

FacebookDiggRediff MyPageShare

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


پنج × = سی

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>




Iran

Iran

Iran

Iran

Page Rank Check