روش درمانی خوزه سیلوا

روش خوزه سیلوا،  روش درمانی خوزه سیلوا ،  jose silva method

خوزه سيلوا در سال  1914  در لارودي تكزاس به دنيا آمد.  در چهار سالگي پدر خود را از دست داد و پس از ازدواج مجدد مادرش براي زندگي نزد مادر بزرگش رفت و ناچار شد از شش سالگي براي امرارمعاش شروع به كار كند.  اولين شغل او واكس زدن كفش ها بود و بعد نظافتچي و روزنامه فروش و رفتگر شد.  در هفت سالگي روزي يك دلار درآمد داشت، ولي چون در كار خود لياقت و كفايت بسيار نشان داد به زودي درآمدش به روزي دو دلار رسيد.  او به خاطر وضع بد مالي خانواده اش به مدرسه نرفت.  در دوازده سالگي رانندگي آموخت و به خريد و فروش پرداخت.  در هفده سالگي  درآمدش به حدي رسيد كه توانست اتومبيلي براي خود بخرد و ضمن كار كردن با آن از خواهرش خواست تا درس هائي را كه در مدرسه مي خواند به او بياموزد.  او ضمن كار كردن به مطالعات خود ادامه داد و در حاليكه فرصت نشستن پشت ميز كلاس درس را نداشت، يك دوره دروس الكترونيك را از طريق مكاتبه گذراند.  سپس وارد خدمت نظام وظيفه شد و در هنگام مصاحبه ورودي با روانشناس ارتش به رشته روانشناسي علاقمند گرديد و در زمان خدمت نظام وظيفه مطالعات خود را به رشته روانشناسي و هيپنوتيزم متمركز نمود و پس از آن سالها در اين زمينه تحقيق كرد.  اين مطالعات  22 سال ادامه يافت و در پايان اين مدت  خوزه سيلوا هيپنوتيزم را كنار گذاشت و كارهاي خود را روي فعاليت مغز متمركز نمود.  مردم او را يك دانشمند مردمي مي خواندند زيرا هرگز تحصيلات كلاسيك نداشت و به دانشگاه نرفت.

 

خوزه سيلوا سرانجام پس از سالها نتيجه مطالعات خود را تدوين نمود و به نام روش معالجه سيلوا به جهانيان ارائه كرد.  او كلاس هاي متعدد تشكيل داد و به هزاران نفر روش درمان خودرا آموخت.  اين روش درماني به تدريج جهانگير شد و در سرتاسر دنيا طرفداران بسياري پيدا كرد.

 

خوزه سيلوا مي گويد مغز انسان هم درست مثل قلب ارتعاش دارد، با اين تفاوت كه اين ارتعاشات در مغز تواتر بيشتري دارند.  ضربان قلب بر حسب سيكل در دقيقه و ارتعاشات مغز بر حسب سيكل در ثانيه محاسبه مي شوند و ارتعاشات مغزي با وضعيت روحي فرد تغيير مي كند.

 

امواج مغزي فردي كه بيدار است معمولاً حدود 20 سيكل در ثانيه است.  هر موجي كه بالاي 14 نوسان در ثانيه باشد موج “بتا”  ناميده مي شود.  امواج بتا براي ارتباط با دنياي فيزيكي خارج هستند و با اين امواج از حواس معمولي استفاده مي كنيم و از زمان و مكان آگاهي مي يابيم.  ارتعاشات كندتر بين 7  تا 14  سيكل در ثانيه امواج      “آلفا”  و امواج بين 4 تا 7  سيكل در ثانيه امواج “تتا”  و امواج 3 سيكل در ثانيه و كندتر از آن امواج “دلتا” ناميده مي شوند.  امواج آلفا و تتا و دلتا براي ارتباط با دنياي مادي و فيزيكي نيستند و هنگامي از آنان استفاده مي كنيم كه آگاه از زمان و مكان نيستيم.  از اين امواج براي ديدن رويا و ارتباط روحي و شهود استفاده مي شود كه با آگاهي دروني ما مرتبط است.

 

پائين ترين تواتر كه در خواب به آن بر مي خوريم امواج دلتا است. وقتي كه مغز در جنين تكامل پيدا مي كند و در ابتداي تولد فقط امواج دلتا وجود دارند. با رشد كودك و استفاده از مغز تدريجاً امواج با فركانس بيشتر پيدا مي شوند به طوري كه بيشتر امواج مغزي  از 3 تا 6 سالگي را امواج تتا تشكيل مي دهند. از حدود يك و نيم سالگي امواج آلفا نيز كم و بيش پيدا مي شوند كه با تكامل اين امواج قدرت فراگيري مغز بيشتر مي شود و نيمكره راست مغز بيشتر مورد استفاده قرار مي گيرد. امواج آلفا در 6 و7 سالگي بيشترين امواج مغز هستند و اگر در همين سنين به كودك بياموزيم كه از هر دو نيمكره مغز براي فكر كردن استفاده كند اين قدرت براي تمامي عمر نزد او باقي خواهد ماند.  ولي معمولاً كودك چنين شانسي ندارد و استفاده او از نيمكره راست به تدريج كم مي شود، به نحوي كه 90 درصد انسان ها در سنين بلوغ و پس از آن فقط از نيمكره چپ مغز براي فكر كردن استفاده مي كنند.  در حالت آرامش فركانس امواج مغز ما بيشتر شامل امواج آلفا يعني 7 تا 14 سيكل در ثانيه است.  در اين حالت هردو نيمكره مغز فعاليت دارند و داراي بهره هوشي بالاتري هستيم و مشكلات را راحت تر مي توانيم حل كنيم.

 

خوزه سيلوا ثابت كرده است كه با به كارگيري روش او مغز وارد مرحله آلفا مي شود و سمت راست مغز كه غريزي و شهودي و خلاق است به كار مي افتد. او كه يك مسيحي مومن و معتقد است در طي مطالعات خود به اين نتيجه رسيده است كه قدرت خارج كردن هياهوي مسائل دنياي خارج و پرداختن به درون همان است كه  عيسي مسيح (ع) گفت كه “بهشت در درون ما است”. خوزه سيلوا به اين نتيجه رسيده است كه جهان هستي بوسيله يك نيروي متفكر و آگاه ساخته شده و به همين دليل كساني كه در دانش متافيزيك كار مي كنند در مي يابند كه  روز به روز فاصله بين علم و مذهب كوتاهتر مي شود. او معتقد است كه قدرت عيسي مسيح (ع) در استفاده از نوعي انرژي بوده است كه با آن مي توانسته دردها و بيماري ها را از بين ببرد.

 

 اساس كار خوزه سيلوا نيز انتقال انرژي است كه اين كار را مي توان هم بر بالين بيمار و هم از راه دور انجام داد. او مي گويد: “مي توان از انرژي روحي براي تغيير ماده استفاده كرد….. آنچه كه مهم است آنستكه هرگز نمي توان از اين انرژي براي مقاصد منفي استفاده نمود، زيرا چنين كاري برخلاف قوانين حاكم بر طبيعت است.”

 

درمان طبق روش خوزه سيلوا بر دو نوع است: اول درمان بر روي خود و دوم درمان بر روي ديگران.  درمان بر روي ديگران نيز شامل دو نوع درمان از نزديك و درمان از راه دور مي شود.

 

اول، درمان بر روي خود

خوزه سيلوا  مي گويد: “ما از كودكي مي آموزيم كه چگونه بيمار شويم، يعني مغز ما را براي اين كار برنامه ريزي مي كنند.  مثلاً اين جمله كه اگر پاهايت را خيس كني سرما مي خوري يك برنامه ريزي است. يا مثلاً وقتي كه مي بينيم ديگران بيمار شده اند و بيماريشان را در خودمان به تصوير مي كشيم.  نگراني هم نوعي برنامه ريزي است.  بايد بدانيم كه برنامه ريزي هاي منفي نتايج ناخوشايندي دارند، در حاليكه برنامه ريزي هاي مثبت نتايج سازنده مي توانند داشته باشند. اگر مي خواهيد به نتايج مثبتي برسيد، كارهائي را كه مي گويم به مدت چهل روز دنبال كنيد:  وقت بيداري صبح خود را طوري برنامه ريزي كنيد كه پس از شستن دست و رو و اجراي دستوراتي كه مي گويم وقت كافي براي خوردن صبحانه و رفتن به سر كار خود داشته باشيد.  شروع كار به اين ترتيب است كه چشم هاي خود را ببنديد و سر را در زاويه حدود بيست درجه با افق قرار دهيد.  سپس به آهستگي از صد تا يك بشماريد، به طوري كه فاصله بين هر دو شماره حدود يك ثانيه باشد.  به شماره يك كه رسيديد تصويري از خود را كه جوان وشاداب و سالم و جذاب است در فكر مجسم كنيد و به خود بگوئيد “من هميشه مغز و بدني سالم خواهم داشت. حالا از يك تا پنج مي شمارم. وقتي كه به شماره پنج رسيدم چشم هايم را باز كرده و در سلامتي كامل خواهم بود”. وقتي كه شمارش از يك تا پنج را شروع كرديد، به شماره دو كه رسيديد تكرار مي كنيد “وقتي كه به شماره پنج رسيدم چشم هايم را باز كرده و در سلامتي كامل خواهم بود”.   وقتي كه به شماره پنج رسيديد چشم هايتان را باز كرده بگوئيد  “من كاملاً بيدارم. احساس كامل بودن و سالم بودن مي كنم.”   اين كار براي چهل روز انجام مي شود.  ده روز اول از صد تا يك بشماريد.  ده روز دوم از پنجاه تا يك بشماريد.  ده روز سوم از بيست وپنج تا يك و ده روز آخر از ده تا يك شمارش كنيد.  پس از چهل روز همين روش را فقط با شمارش از پنج تا يك ادامه دهيد.”

 

با انجام دستورات خوزه سيلوا در اين چهل روز مغز عادت مي كند كه در فركانس آلفا عمل كند و شخص بهبود دلخواه را به دست خواهد آورد.   البته مسئله هميشه به اين سادگي نيست و در اين مسير به تمركز احتياج داريم.  براي از بين بردن يك بيماري خاص بايد تصور خلاق داشته باشيم.  مثلاً براي از بين بردن سنگ كيسه صفرا مي توانيم تجسم كنيم كه سنگ هارا در دست خود گرفته و خرد مي كنيم تا به راحتي از كيسه صفرا دفع شود. خوزه سيلوا  كليد موفقيت را در آرامش عضلاني و روحي مي داند.  او ماجراي يكي از بيمارانش را به اين شرح در كتاب خود نوشته است:

 

در آوريل 1975 م.ب. 24 ساله براي جراحي در يكي از بيمارستان هاي فيلادلفيا آماده مي شد.  پزشكان تشخيص داده بودند كه توموري در نخاع او در ناحيه گردن وجود دارد كه او را به تدريج فلج مي كند.  پس از جراحي دكترش اين خبر بد را به او داد كه نتوانسته تومور را بيرون بياورد چون به نخاع چسبيده است و فقط توانسته اند از تومور تكه برداري كنند.  تكه برداري نشان داد كه تومور سرطاني است و به او گفتند كه حد اكثر يكسال بيشتر زنده نخواهد ماند. ولي يكسال بعد، در سالگرد عمل تكه برداري، دكترها در معاينه آثاري از تومور پيدا نكردند.  آنها فكر مي كردند كه در تشخيص قبلي اشتباهي رخ داده است، ولي اينطور نبود.  م.ب. براي معالجه از روش سيلوا استفاده كرده بود.  او ده ماه پس از جراحي با اين روش آشنا شد و يك دوره آموزشي ديد و دو ماه به آنچه كه آموزش ديده بود عمل كرد. او مي گويد: “سه بار در روز، هر بار 15 دقيقه، هنگام بيدار شدن از خواب و بعد از نهار و قبل از خواب شب عميقاً به خود آرامش مي دادم.  اين كار را از شل كردن عضلات سر شروع كرده و سپس عضلات گردن و شانه و به تدريج تمام بدن را آرام مي كردم.   وقتيكه كاملاً آرام مي شدم بدن خود و تومور را مجسم مي كردم و در ذهن خود مي ديدم كه تومور كوچكتر مي شود.  در هر دوره از اين آرامش تومور را كوچكتر مي ديدم.  همچنين دستگاه ايمني بدنم را مجسم مي كردم كه گلبول هاي سفيد به سلول هاي سرطاني هجوم برده آنها را از بين مي برند و سپس به خود مي گفتم كه سلول هاي سرطاني دارند از بدن من خارج مي شوند و مرتب به خودم تكرار مي كردم كه حال من روز به روز بهتر مي شود.”

 

وقتيكه م.ب. اين تمرينات فكري را براي پزشكان خود تعريف مي كرد آنان از اطاق بيرون رفتند. آنان حتي حاضر نبودند به آنچه كه ميگفت گوش كنند، زيرا اين پديده براي آنان كاملاً ناشناخته و غير قابل قبول بود. تعداد خيلي كمي از پزشكان هستند كه باور دارند مغز ما مي تواند بدن ما را درمان كند. اين اصول هنوز وارد كتب دانشگاهي نشده و هنوز در دانشكده هاي پزشكي تدريس نمي شود.

 

خوزه سيلوا در بخش هفتم كتاب “شما اي شفاگر”  مي نويسد: “دكتر روپرت شلدريك يكي از چند دانشمندي است كه در حال تحقيق در اين زمينه است و معتقد است كه همه ما داراي يك ميدان آگاهي هستيم كه  او آن را ميدان شكل ساز مي نامد. آزمايشات زيادي وجود اين ميدان را تأييد كرده اند. اين ميدان مي تواند باعث سلامت خودمان و ديگران شود.”

 

دوم، درمان بر روي ديگران

روش درماني سيلوا بر روي ديگران شامل دو نوع درمان از راه دور و درمان از نزديك است.  در درمان از راه دور:

1- ابتدا وارد مرحله آلفا شويد.

2- خواسته خود را مبني بر ياري و كمك، بر اساس اعتقادات خود در فكر مجسم كنيد و با كلمات ادا نمائيد.

3- خواسته خود را با تجسم و تخيل تقويت كنيد. نبايد موضوع ديگري را در خيال خود مجسم كنيد يا به چيز ديگري فكر كنيد. مثلاً اگر دوست يا فاميلتان بيمار است، در فكرتان قوياً آرزو كنيد كه او بهبود مي يابد.  تأكيد كنيد كه اين واقعه در حال وقوع است. اين كار را مي توانيد در دو مرحله انجام دهيد:

الف – عضو بيمار را مجسم كنيد.

ب – مجسم كنيد كه اين عضو به حالت اول و سلامت برگشته است.

 

در روش درمان از نزديك خوزه سيلوا به شاگردانش مي آموزد كه ارتعاشات مغزي خود را روي دست هاي خود نيز ايجاد كنند. يعني ارتعاش دست خود را به ده سيكل در ثانيه برسانند. در اين حالت دست و مغز شفاگر هماهنگ مي شوند و هاله شفاگر با اين فركانس به ارتعاش در مي آيد و او مي تواند با گذاشتن دست خود روي عضو بيمار آن را معالجه كند.  او مي گويد هنگام انتقال انرژي از طريق مستقيم بهتر است كه هم شفاگر و هم بيمار در فركانس آلفا باشند و اگر بيمار با اين روش آشنا نيست فقط چشم هاي خود را ببندد.

خوزه سيلوا مي گويد: “ما مي توانيم با استفاده از مغزمان زندگي طولاني تر و شاداب تري داشته باشيم. روش سيلوا جادوگري نيست. در بدن ما هيچ مسئله جادوئي وجود ندارد. مهم آشنا كردن مردم با قدرت فكري خودشان است، تا همگي بتوانند از محدوديت هاي فكري موجود رها شده و عادات بيهوده خود را ترك كنند و به سطوح بالاتري از موفقيت و خلاقيت برسند.”

 
منبع

FacebookDiggRediff MyPageShare

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


× شش = پنجاه چهار

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>



حمایت شما از اهورانیوز با معرفی به گوگل پلاس


Iran

Iran

Iran

Iran

Iran

Page Rank Check